کد خبر: 4371127
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۷

«آغوش کاغذی»؛ قصه رنجی که با پایان جنگ تمام نمی‌شود

کارگردان فیلم کوتاه «آغوش کاغذی» اظهار کرد: در این فیلم به جای تمرکز بر میدان جنگ، پیامدهای انسانی آن و زندگی خانواده‌هایی را روایت کردم که پس از پایان نبرد همچنان با فقدان و خاطره عزیزانشان زندگی می‌کنند؛ چراکه برخی زخم‌ها با پایان جنگ به پایان نمی‌رسند.

فیلم

مریم پدمه، کارگردان فیلم کوتاه «آغوش کاغذی» در گفت‌وگو با ایکنا با بیان اینکه این فیلم تلاشی برای روایت بخشی از تبعات انسانی جنگ از زاویه دید یک کودک است، اظهار کرد: در این اثر تلاش کردم به جای پرداختن مستقیم به ابعاد سیاسی و نظامی جنگ، به بخشی از رنج‌های انسانی آن بپردازم؛ رنجی که گاهی در میان هیاهوی اخبار و تصاویر مربوط به میدان نبرد دیده نمی‌شود، اما زندگی انسان‌ها را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار می‌دهد.

وی با اشاره به اینکه «آغوش کاغذی» داستان خود را از نگاه یک کودک پنج‌ ساله روایت می‌کند، افزود: کودک در این فیلم جهان را با منطق و زبان خودش می‌بیند. برای او مفاهیمی مانند جنگ، فقدان و مرگ، معنای پیچیده‌ای که برای بزرگسالان دارد، پیدا نمی‌کند؛ بلکه آنچه احساس می‌کند، نبودن یک عزیز و اشتیاق برای لمس دوباره اوست. همین نگاه کودکانه به نظرم می‌توانست روایت را از شعارزدگی دور کند و اجازه دهد مخاطب با وجه انسانی داستان ارتباط برقرار کند.

پدمه ادامه داد: قصه فیلم در بستر پیامدهای نبرد ۴۱ روزه شکل گرفته است، اما مسئله اصلی من در ساخت این فیلم، بازنمایی خود جنگ نبود. آنچه برایم اهمیت داشت، انسان‌هایی بودند که بعد از پایان درگیری همچنان با آثار آن زندگی می‌کنند. گاهی جنگ با پایان یافتن یک نبرد تمام نمی‌شود و آثار آن در ذهن و زندگی خانواده‌ها باقی می‌ماند. سینما می‌تواند به این بخش کمتر دیده‌شده توجه کند.

این کارگردان با اشاره به رابطه پدر و دختر در «آغوش کاغذی» تصریح کرد: رابطه پدر و دختر، محور عاطفی فیلم است. در این رابطه تلاش کردم تصویری از پیوند عمیق خانوادگی ارائه کنم؛ پیوندی که حتی در شرایط فقدان نیز از بین نمی‌رود. به نظرم یکی از ویژگی‌های مهم انسان این است که محبت و دلبستگی می‌تواند از مرز حضور فیزیکی عبور کند و در خاطره، تصویر و نشانه‌ها ادامه پیدا کند.

وی درباره انتخاب عنوان «آغوش کاغذی» گفت: کاغذ در فیلم صرفاً یک وسیله برای نقاشی نیست و نقش نمادین دارد. کودک از طریق نقاشی تلاش می‌کند چیزی را که از دست داده، دوباره برای خودش بسازد. آغوشی که در عالم واقع دیگر امکان‌پذیر نیست، در ذهن کودک و روی کاغذ شکل می‌گیرد. برای من، همین موضوع یکی از مهم‌ترین لایه‌های فیلم بود؛ اینکه انسان در مواجهه با فقدان، چگونه به خاطره و امید پناه می‌برد.

پدمه درباره استفاده از نقاشی‌های کودکانه در مقابل فضای سرد تجهیزات پزشکی بیان کرد: یکی از تضادهای بصری فیلم، قرار گرفتن فضای مکانیکی و سرد دستگاه‌های پزشکی در کنار رنگ‌ها و تصاویر نقاشی کودکانه است. این تضاد برای نشان دادن فاصله میان جهان بزرگسالان و جهان کودک طراحی شده است. دستگاه پزشکی برای بزرگسال ممکن است نشانه درمان، بیماری یا وضعیت جسمی باشد، اما کودک بیشتر از هر چیز به دنبال نشانه‌ای از بازگشت عزیزش است. در طراحی فضای فیلم سعی کردیم این دو جهان را در مقابل یکدیگر قرار دهیم؛ جهانی سرد، بی‌روح و مبتنی بر واقعیت و جهانی که کودک با رنگ، خیال و محبت می‌سازد. فکر می‌کنم همین زبان تصویری کمک کرد بدون اینکه نیاز باشد همه چیز را با دیالوگ توضیح دهیم، احساس و مفهوم مورد نظرمان را به مخاطب منتقل کنیم.

این نویسنده و کارگردان درباره نسبت «آغوش کاغذی» با مفاهیم انسانی و معنوی گفت: پرداختن به فقدان، صبر، دلبستگی و امید، به صورت طبیعی انسان را به مفاهیم معنوی نزدیک می‌کند. وقتی انسان با فقدان یک عزیز مواجه می‌شود، فقط با یک غیبت فیزیکی روبه‌رو نیست؛ بلکه با پرسش‌هایی درباره زندگی، مرگ، خاطره و ادامه دادن مسیر مواجه می‌شود. من تلاش کردم این مفاهیم را به صورت مستقیم و شعاری بیان نکنم، بلکه اجازه دهم خود داستان و رفتار شخصیت‌ها آنها را منتقل کند.

پدمه اظهار کرد: برای من مهم بود که فیلم صرفاً روایت‌کننده یک رنج نباشد. اگر مخاطب بعد از تماشای فیلم فقط احساس اندوه کند، بخشی از هدف اثر محقق نشده است. در دل فقدان، همیشه امکان امید و ادامه زندگی وجود دارد. کودک فیلم اگرچه با نبودن پدر مواجه است، اما تلاش می‌کند از طریق نقاشی و تخیل، پیوند خود را با او حفظ کند. همین تلاش برای حفظ محبت، برای من معنایی فراتر از یک اتفاق داستانی دارد.

وی با بیان اینکه سینمای کوتاه ظرفیت زیادی برای روایت چنین موضوعاتی دارد، گفت: در فیلم کوتاه، زمان محدود است و به همین دلیل باید از جزئیات به شکل دقیق استفاده کرد. نمی‌توان همه چیز را توضیح داد و به همین دلیل تصویر، رنگ، سکوت، حرکت بازیگر و حتی اشیای موجود در قاب اهمیت پیدا می‌کنند. در «آغوش کاغذی» نیز تلاش کردیم از این ظرفیت استفاده کنیم و بخشی از مفاهیم را به جای دیالوگ، از طریق تصویر منتقل کنیم.

این فیلمساز درباره هدف خود از حضور در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی بیان کرد: «آغوش کاغذی» با هدف حضور در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی آماده شده است. امیدوارم فیلم بتواند علاوه بر حضور در رویدادهای سینمایی، مخاطبان مختلفی را با بخشی از تجربه انسانی بازماندگان جنگ آشنا کند. جنگ فقط آمار و اعداد و اخبار نیست؛ پشت هر خبر، خانواده‌ای قرار دارد که ممکن است سال‌ها با خاطره یک عزیز زندگی کند.

پدمه در ادامه درباره اهمیت توجه سینما به کودکان در روایت پیامدهای جنگ اظهار کرد: کودکان شاید کم‌صداترین قربانیان جنگ باشند، اما آثار اتفاقات را عمیقاً تجربه می‌کنند. آنها بسیاری از مفاهیم را با زبان خودشان بازسازی می‌کنند و گاهی یک نقاشی ساده می‌تواند حجم بزرگی از یک تجربه انسانی را نشان دهد. انتخاب کودک پنج‌ ساله به عنوان شخصیت محوری فیلم نیز از همین نگاه ناشی شد. امیدوارم «آغوش کاغذی» بتواند بدون آنکه مخاطب را با شعارهای مستقیم مواجه کند، او را برای چند دقیقه با مسئله فقدان و امید همراه کند. به نظرم هنر زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که مخاطب پس از پایان اثر، همچنان به آنچه دیده فکر کند و بخشی از معنا را خودش کشف کند.

پدمه درباره عوامل تولید این فیلم نیز گفت: فیلمبرداری «آغوش کاغذی» را علی رنجبر برعهده داشته، مرجان حیدرزاده دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز، ولی خزائی طراح صحنه و لباس، اسحاق جعفری تدوینگر، مهدی جمشیدی صداگذار، حسین جورقاسمی مسئول اصلاح رنگ، ثنا ضیایی طراح گریم، اکرم بالوایه مدیر تدارکات، مهرداد پورجوان دستیار دوم کارگردان و علی رزاق کریمی عکاس این اثر بوده‌اند.

وی در پایان با اشاره به بازیگران فیلم بیان کرد: آوا زارعی و ایمان میثمی بازیگران «آغوش کاغذی» هستند و امیدوارم تلاش همه عوامل این فیلم بتواند روایتی صادقانه از فقدان، دلبستگی و امید ارائه دهد؛ روایتی که مخاطب را به یاد این حقیقت بیندازد که حتی در سخت‌ترین تجربه‌های انسانی نیز میل به محبت و ادامه زندگی در وجود انسان باقی می‌ماند.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
captcha