کد خبر: 3928075
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۶
مدرس دانشگاه زنجان با اشاره به اینکه نمادها وسیله نمایش حقایق هستند، گفت: در این مناسبت‌ها نباید درگیرشدن بیش از حد به ظواهر موجب فاصله گرفتن از حقیقت ماجرا شود.

ظاهرگرایی در دین؛ جانشینی قالب‌ها به جای محتوا / اربعین؛ نماد وحدت حق‌طلبانشهادت امام حسین(ع) در جدا کردن جبهه حق و جبهه باطل و تشخص تشیع، مقطع ویژه‌ای از تاریخ است. برای بررسی اینکه چه مفاهیمی سبب این بروز نماد‌هایی همچون اربعین شده و پیام قیام عاشورا برای نسل امروز چه چیزهایی است، خبرنگار ایکنای زنجان گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام علیرضا مهرانفر، مدرس حوزه و دانشگاه انجام داده که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید.

ایکنا ــ مهمترین نقاط عطف تاریخ تشیع در چه وقایعی به ثبت رسیده است؟

موضوع تشیع در اوایل اسلام به شکل امروزی که مرزهای آن برای ما روشن است، نبود و مرزبندی‌های آن به مرور اتفاق افتاد و در این بین یکی از نقاط تعیین حد و مرز تشیع واقعه عاشورا است که در جریان اربعین علاوه بر مسائل معنوی و ارتباط با ولی‌خدا و سایر جهات معنوی و عرفانی، یک وجه سیاسی هم در آن نهفته است تا قیام عاشورا فراموش نشود.

در زمان اکثر امامان معصوم(ع) خفقان شدیدی وجود داشت و امکان تبیین معارف حقیقی اسلام و فرهنگ تشیع دشوار بود و حتی سخنرانی‌های عمده امام سجاد(ع) به دوران اسارت مربوط می‌شود و پس از آن فضا برای این کار تنگ شد. یکی از نقاط عطفی که سبب شد تا تشیع تشخص پیدا کند، قیام عاشورا است و اصرار بر گریه و عزاداری به منظور حفظ این ارزش‌ها است.

بنابر نظر عده‌ای، در زمان امام صادق(ع) معارف، اعتقادات و اصول مرزبندی شد و مکتبی پدید آمد که از آن به نام مذهب جعفری یاد می‌کنیم و یکی دیگر از نقاط عطف بود که حدود امامت و ولایت را خط کشی کرد و نقش بزرگی در این راه داشت. تشیع در معانی مختلفی در تاریخ به کار رفته است. کسی که به امامت بلافصل حضرت علی(ع) قائل باشد، شیعه است. با این تعریف، زیدی و اسماعیلی و ... هم وجود دارد.یا شیعیان سیاسی که بسیاری مفاهیم اصیل تشیع را نداشته فقط مدافع حاکمیت اهل بیت بودند و نیز عده‌ای که از روی اعتقادات اصیل، فقط محب اهل بیت(ع) بودند نیز شیعه شناخته می‌شدند. اما شیعه امامی در اصطلاح به کسی اطلاق می‌شود که به 12 امام اعتقاد دارد.

ایکنا ــ این نقاط عطف تاریخ تشیع چه تغییری در اوضاع زمان و جریان غالب جامعه ایجاد کرد؟

پس از رحلت پیامبر(ص) کسانی در جامعه هستند که ادعای خلافت پیامبر(ص) را دارند تا زمان امیرالمومنین(ع) کم و بیش با هم تعامل داشتند اما نوبت به معاویه که می‌رسد امام علی (ع) و امام حسن (ع) و امام حسین(ع) اینها رو به روی هم قرار می‌گیرند و در زمان یزید است که امام حسین(ع) و یارانش را قتل عام کردند. در این موقعیت تحرک و نگاه جدیدی به وجود می‌آید که دیگر کسانی که مدعی خلافت هستند و کسانی که خود را جانشین پیامبر (ص) معرفی کرده‌اند، در یک جا قابل جمع نیستند و خط و ربط‌ها جدا می‌شود و نمی‌توان گفت قاتل و مقتول هر دو خوب‌اند و نمی‌توان معاویه و یزید را در کنار سیدالشهدا هر دو را پذیرفت که معاویه از صحابه است و حسین از اهل‌بیت پیامبر و هر دو خوب و صالح. حتی بعد از قیام عاشورا در بین اهل سنت نیز یزید را شایسته لعن می‌دانستند.

ایکنا ــ اربعین یکی از نمادهای وحدت مسلمانان و مذاهب به‌شمار می‌رود، با وجود تفاوت دیدگاه‌هایی که بین مذاهب مختلف وجود دارد، چطور در جریان اربعین این وحدت رویه ایجاد شده است؟

امام حسین(ع) که از سلاله پیامبر اکرم(ص) است شخصیتی دارد که نمی‌توانند از او ایراد بگیرند به خلاف معاویه. البته باز معاویه به فضاحت یزید نیست. وقتی خلافت به یزید می‌رسد این انحرافات، فجور، طغیان و فساد، آشکارتر می‌شود. یزید حتی گاهی برخی اعتقادات اسلام را انکار می‌کرد با دیدن این رفتارها و پس از آن قیام عاشورا، مسلمانان به شایستگی یزید تردید می‌کنند و کسی که یزید را شایسته نداند به معاویه هم تردید می‌کند تا کسانی که فردی چون معاویه را بر گرده مردم سوار کردند. در اینجا وحدت نظری نسبی پدید می‌آید که این شخص برای خلافت مناسب نیست گرچه در این بین سنی تندرو هم داریم که نمی‌خواهد به این نتیجه برسد و در مقابل شیعه افراطی هم داریم که می‌خواهد تنها باشد.

در این بین شیعیان باید تیزبین، آگاه، بصیر و زمان‌شناس باشند تا جریان حق و باطل را به درستی تشخیص دهند، البته نباید انتظار داشته باشیم همه مثل ما فکر کنند. در قرآن هم خطاب به یهود و نصارا آمده که بیایید به اشتراکات بپردازیم و در شرایط فعلی وحدت از هر چیزی واجب‌تر و تفرقه نیز از هر چیزی خطرناک‌تر است.

ایکنا ــ در فرهنگ دینی ما برخی نمادهایی ایجاد شده که در روزها یا مکان‌های خاص آداب و مناسکی در آن‌ها پررنگ می‌شود اما شرایطی مانند شیوع بیماری می‌تواند این نمادها را تحت تاثیر قرار دهد، آیا نمادگرایی در تبیین معارف اسلامی را کافی می‌دانید یا باید اقداماتی فراتر از این انجام داد؟

نمادها نماینده حقایقی هستند که یک معنا و مفهوم و حقیقتی در پشت آن‌ها نهفته است و یک پیام را به مخاطب منتقل می‌کنند. نمادها برای ما مهم هستند اما نباید در آن‌ها متوقف شویم چراکه توقف در نماد می‌شود یک قالب بدون محتوا و ظاهرگرایی فرد را از درک حقایق بازمی‌دارد. در عزاداری‌ها گریه اصل نیست بلکه مفاهیم و ارزش‌های آن مهم است و در این راه باید مراقب بود که دچار جاهلیت و بی‌بصیرتی نشویم.

تعصبات جاهلی و قومیت‌گرایی در اسلام جایی ندارد. کسی که حسینی است نمی‌تواند بی‌بصیرت و بی‌تفاوت نسبت به مسلمانان باشد. امام حسین(ع) در قیام عاشورا حتی نسبت به لشکر دشمن هم خیرخواه است و آن‌ها را نصیحت می‌کند تا به سمت حق برگردند.
درزیارت اربعین می خوانیم: و منح النصح حسین را هیچ جاهلیتی آلوده نکرد: لم تنجسک الجاهلیة

ایکنا ــ قیام عاشورا و جریان اربعین برای جوان نسل امروز چه دستاوردهایی دارد؟

ما امام حسین(ع) را وارث انبیا می‌دانیم. سیدالشهدا قیام کرد تا دین پیامبر(ع) احیا شود و زنده بماند و پیام او تزکیه است. جوانی که امروز در جامعه تربیت می‌شود فردا یکی از مدیران، وزیران، نمایندگان مجلس، نویسنده، شاعر، استاد یا هنرمند خواهد بود و اگر درست تزکیه شود جامعه از این فساد و اختلاس‌ها و... مصون می‌ماند.

شهید مطهری عنوان کرده شعار امام حسین(ع) کرامت انسانی بود و یکی از چیزهایی که کرامت انسان را تامین می‌کند این است که عقب‌مانده و جاهل نباشیم. ضعیف بودن با آزادگی و شرافت سنخیت ندارد. پیام جهانی امام حسین(ع) این است که با تقویت علم و آگاهی، قدرت و عزت، اقتصاد و صنعت و قوای دفاعی قدرت بازدارندگی داشته باشیم.

گفت‌وگو از فاطمه تاج‌بخش

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: